تبليغاتX
دلشده گان
 وعده ما لب دریا

عصر ما ، عصر فریبه ، عصر اسم های غریبه

عصر پژمردن گلدون ، چترای سیاه تو بارون

شهر ما سرش شلوغه، وعده هاش همه دروغه

آسمونش پر دوده ، قلب عاشقاش کبوده

خونه هامون پر نرده ، پشت هر پنجره پرده

قفس ها پر پرنده ، لبای بدون خنده

چشما خونه ی سواله ، مهربون شدن محاله

نه برای عشق میلی ، نه کسی به فکر لیلی

کاش تو قحطی شقایق ، بشینیم توی یه قایق

بزنیم دلو به دریا ،منو تو تنهای تنها

اونقده می ریم که ساحل ، از منو تو بشه غافل

قایقو با هم میرونیم... اونجا تا ابد می مونیم

جایی که نه آسمونش ، نه صدای مردومنش

نه غمش ، نه جنب و جوشش

نه گلای گل فروشش

، مثل اینجا آهنی نیست

پس ببین، یادت بمونه ، کسی هم اینو ندونه

زنده بودیم اگه فردا ، وعده ی ما لب دریا

|+| نوشته شده توسط وحید در سه شنبه 21 آبان1387  |
 قفس

 

 وقتی که دل تنگی فایده اش چیه ازادی

زندگی زندونه وقتی نباشه شادی

 

 

|+| نوشته شده توسط وحید در دوشنبه 13 آبان1387  |
 sorry

زلف بر باد مده، تا ندهی بر بادم
ناز بنیاد مکن، تا نکنی بنیادم
می مخور با همه کس، تا نخورم خون جگر
سر مکش، تا نکشد سر به فلک فریادم
یار بیگانه مشو، تا نبُری از خویشم
غم اغیار مخور، تا نکنی نا شادم
رخ برافروز که فارغ کنی از برگ گلم
قد برافراز که از سرو کنی آزادم
شمع هر جمع مشو ورنه بسوزی مارا
یاد هر قوم مکن تا نروی از یادم
شهره شهر مشو، تا ننهم سر در کوه
شور شیرین منما، تا نکنی فرهادم
رحم کن بر من مسکین و به فریادم رس
تا به خاک در آصف نرسد فریادم

|+| نوشته شده توسط وحید در یکشنبه 31 شهریور1387  |
 نفس

نفس نفس تو سینم عطر نفس های شماست

اگر که قابل بدونید خونه ی دل جای شماست

خونه ی دل جای شماست

تو چشمتون چه قصه هاست نگاهتون چه اشناست

اگه بپرسین از دلم میگم گرفتار شماست

میگم گرفتار شماست

نگاهتون پیش منه حواستون جای دیگست

خیالتون اینجا که نیست پیش یه رسوای دیگست

پیش یه رسوای دیگست

|+| نوشته شده توسط وحید در پنجشنبه 14 شهریور1387  |
 اخرین نفس

این اخرین تلاشمه

واسه به دست اوردنت

باور کن این قلب نرو

این التماس اخره

چقدر میخوای تو بشکنی

غرور این شکسته رو

هر چی میخوای بگی بگو

اما نگو بهم برو

این دل و عاشقش نکن

اگه منو دوست نداری

راحت بگو اگه میخوای قلب منو جا بزاری

دلم پر از شکایت اما صدام در نمیاد

میترسم از دستم بری کاری ازم بر نمیاد

نرو نزار که بعد از این دنیا به عشق شک بکنه

هر کی دلش جای دیگست عشقو بخواد ترک بکنه

نفس زدم ته دل معصوم این قلب به خدا

نزار بشه واسش محال باور عشق ادم ها

مرگ دلم پای توی اگه ازش گذر کنی

لب تر کنی رفیقتم

کافیه با ما سر کنی

|+| نوشته شده توسط وحید در شنبه 26 مرداد1387  |
 هوای دل

هوای خانه چه دلگیر میشود گاهی

از این زمانه دلم سیر میشود گاهی

عقاب تیز پر دشتهای استغنا

اسیر پنجه تقدیر میشود گاهی

صدای زمزه عاشقانه آزادی

فغان ناله شبگیر میشود گاهی

نگاه مردم بی گانه بر دل غربت

به چشم خسته ء من تیر میشود گاهی

مبر گمان ز موی سپیدم که عمر دراز

جوان ز حادثه ای پیر میشود گاهی

|+| نوشته شده توسط وحید در سه شنبه 15 مرداد1387  |
 
 
بالا